عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

103

كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )

آن زن از شادى فريادى كشيد و گفت : مرا نخلستانى است كه در قبال اين گناه من وقف بينوايان خواهد بود . « 23 » 45 - ثعلبة بن عبد الرحمان محمد بن منكدر « 24 » ، از پدرش ، از جابر بن عبد الله انصارى « 25 » روايت مىكند كه مىگفته است : جوانى از انصار كه نامش ثعلبة بن عبد الرحمان بود مسلمان شد و خدمت رسول خدا را بر عهده داشت و كفش و موزه آن حضرت را آماده مىكرد . پيامبر ( ص ) او را براى انجام كارى گسيل فرمود ، او از در خانه مردى از انصار گذشت و زنى از انصار را برهنه ديد كه غسل مىكرد . ثعلبه ترسيد در مورد اين كار او بر رسول خدا ( ص ) وحى نازل شود ، اين بود كه ترسان بيرون رفت و به كوههاى ميان مدينه و مكه درآمد ، و پيامبر ( ص ) چهل روز از او بىخبر ماند . جبريل عليه السلام بر پيامبر ( ص ) نازل شد و فرمود اى محمد ! خدايت سلام مىرساند و مىفرمايد : مردى از امت تو ميان اين كوهها به من پناه آورده است ، پيامبر ( ص ) خطاب به سلمان و عمر فرمود : برويد و ثعلبة بن عبد الرحمان را پيش من آوريد . آنان همين كه از دره‌هاى مدينه بيرون آمدند چوپانى از چوپانهاى مدينه را كه نامش ذفافة بود ديدند ، عمر از او پرسيد : آيا ميان اين كوهها جوانى به نام ثعلبه را ديده‌اى ؟ شبان گفت : شايد همان كسى را مىخواهى كه از جهنم ترسان و گريزان است ؟ عمر گفت : از كجا مىدانى كه ترسان و گريزان از دوزخ است ؟ گفت : از آنجا كه هر دل شب از ميان اين كوهها بيرون مىآيد و دست بر جلوى سر خود نهاده است و فرياد برمىدارد كه : اى كاش جان مرا همراه جانها و پيكرم را همراه پيكرها ستانده بودى و مرا براى فصل و رسيدگى پوست باز نمىكردى - برهنه‌ام نمىساختى - عمر گفت : آرى همو را مىخواهيم ، شبان آن دو را با خود برد . و چون نيم‌شب فرارسيد ثعلبه از ميان كوهها بيرون آمد و دست بر جلوى سر خود نهاده بود و همان سخنان را با صداى بلند مىگفت .

--> ( 23 ) . ملاحظه فرموديد كه ابن قدامه خود مىگويد اين موضوع را از كتاب تنبيه الغافلين آورده است . ( 24 ) . متولد به سال 54 و درگذشته به سال 130 هجرى و از محدثان پارساست به تهذيب التهذيب ، ص 473 ، ج 9 مراجعه شود . ( 25 ) . از اصحاب جوان رسول خدا ( ص ) و مورد محبت ايشان و اهل بيت عليهم السلام است كه بىنياز از تعريف است ؛ به رجال شيخ طوسى ، صفحات 12 / 37 / 66 / 72 / 85 / 111 ، چاپ نجف ، 1380 ق مراجعه فرماييد ، او درگذشته به سال 78 هجرى است .